
خواندن و نوشتن ریسک آلزایمر را 38 درصد کاهش میدهد !
منتشر شده در 1404/11/29یافتههای جدید علمی از سپر 38 درصدی یادگیری زبانهای زنده، کتابخواندن و نوشتن، در برابر زوال عقل و تأخیری 7 ساله در بروز این بیماری خبر میدهند.
در دوران کهولت سن، سلامت شناختی بهشدت تحتتأثیر مواجههی مستمر و مادامالعمر با محیطهای محرک فکری قرار دارد و این موضوع نشاندهندهی اهمیت سبک زندگی در پیشگیری از بیماریهای عصبی است.
بر اساس یافتههای مطالعهای تازه، میلیونها نفر در سراسر جهان میتوانند با تکیه بر فعالیتهای ذهنی، مانند مطالعه، نوشتن و یادگیری یک یا دو زبان زنده، بروز عارضهی زوال عقل را به تأخیر بیندازند یا از آن پیشگیری کنند. زوال عقل در حال حاضر یکی از بزرگترین تهدیدات سلامت جهانی محسوب میشود و آمار مبتلایان تا سال 2050 با رشدی سه برابری، از مرز 150 میلیون نفر عبور خواهد کرد. کارشناسان بر این باورند که چنین روندی، فشار سنگینی بر سیستمهای سلامتی و مراقبتهای اجتماعی در تمامی قارهها وارد میکند.
بهگزارش گاردین، پژوهشگران آمریکایی با بررسی دقیق الگوهای رفتاری دریافتند که درگیرشدن در فعالیتهای چالشبرانگیز ذهنی، رابطهای مستقیم با کاهش خطر ابتلا به آلزایمر و کندشدن روند افت تواناییهای ادراکی دارد. آندریا زامیت، محقق ارشد مرکز پزشکی دانشگاه راش در شیکاگو، معتقد است سلامت مغز در سالهای پایانی عمر، پیوندی ناگسستنی با حضور در محیطهای غنی از لحاظ فکری در طول سالیان متمادی دارد.

یافتههای پژوهش پیامی امیدوارکننده برای جوامع دارد؛ چراکه مداومت در انجام فعالیتهای ذهنی متنوع میتواند تفاوت معناداری در قدرت تفکر افراد ایجاد کند. سرمایهگذاریهای عمومی جهت گسترش دسترسی به فضاهای آموزشی و فرهنگی مانند کتابخانهها، نقشی حیاتی در کاهش نرخ ابتلا به زوال عقل ایفا میکند و نهادینهسازی عشق به یادگیری از دوران کودکی، سپری محافظتی برای مغز میسازد.
تیم پژوهش در آزمایش، وضعیت 1939 داوطلب با میانگین سنی 80 سال را به مدت هشت سال زیر نظر گرفتند. داوطلبان در سه مرحلهی مجزا، جزئیات فعالیتهای شناختی و منابع یادگیری خود را در دوران مختلف زندگی ثبت کردند. شاخصهای غنیسازی ذهنی در دوران کودکی شامل میزان مطالعهی کتاب، دسترسی به منابعی چون روزنامه و اطلس در منزل و یادگیری زبانهای خارجی بود.
فاکتورهای میانسالی در پژوهش مواردی نظیر سطح درآمد، اشتراک مجلات، عضویت در کتابخانهها و فراوانی بازدید از مراکز فرهنگی را در بر میگرفت. غنیسازی در اواخر عمر نیز بر اساس تکرار فعالیتهایی همچون نوشتن، بازیهای فکری و وضعیت ثبات اقتصادی فرد ارزیابی شد.
نتایج نهایی نشان میدهد از میان شرکتکنندگان، 551 نفر به آلزایمر و 719 نفر به اختلال شناختی خفیف (MCI) دچار شدند. مقایسهی آماری میان 10 درصد برتر (افرادی با بالاترین فعالیت ذهنی) و 10 درصد پایین جامعهی آماری، تفاوت فاحشی را آشکار کرد؛ بهطوریکه نرخ ابتلا در گروه فعال تنها 21 درصد و در گروه غیرفعال 34 درصد ثبت شد.
محاسبات دقیق با تعدیل متغیرهایی چون سن و جنسیت ثابت کرد که نمرات بالاتر در شاخص غنیسازی مادامالعمر، با 38 درصد ریسک کمتر برای آلزایمر همراه است. افراد فعال بهطور میانگین در 94 سالگی علائم آلزایمر را بروز دادند، در حالی که این سن برای گروه ضعیفتر 88 سال بود؛ یعنی بیش از 5 سال تأخیر در شروع بیماری که در دنیای پزشکی دستاوردی خیرهکننده محسوب میشود. در مورد اختلال شناختی خفیف نیز تأخیر به 7 سال رسید.

کالبدشکافی افرادی که در جریان مطالعه جان باختند، ابعاد دیگری از واقعیت را نمایان کرد. کسانی که از نظر ذهنی زندگی فعالتری داشتند، حتی با وجود آسیبهای فیزیکی در بافت مغز، تا آخرین روزهای زندگی مهارتهای حافظه و تفکر بهتری از خود نشان دادند. اگرچه اتکا به حافظهی افراد برای گزارش وقایع گذشته و ماهیت همبستگی (و نه لزوماً علت و معلولی) میان یادگیری و کاهش زوال عقل از محدودیتهای پژوهش است، کلیت نتایج بسیار بالا ارزیابی میشود.
دکتر ایزولد رادفورد، از مدیران ارشد مرکز تحقیقات آلزایمر بریتانیا، تأکید میکند که زوال عقل هرگز بخشی اجتنابناپذیر از روند پیری نیست. فعالماندن مغز در تمام مراحل زندگی، گامی پیشگیرانه و حیاتی است که میتواند کیفیت زندگی در دوران سالخوردگی را بهطور ریشهای تغییر دهد.
یافتهها در مجلهی علمی Neurology منتشر شده است.
